محمد يوسف ناجى
16
رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )
حديثى كه مىآيد ، زاويهء بحث عوض شود . وى هر مطلبى را كه بيان مىكند ، مؤيدات آن را از احاديث و غالبا بدون ترجمه ارائه مىدهد ، اما به دليل اينكه محتواى احاديث شامل بحثهاى متفرق و پراكنده است ، مسير بحث تا حدودى تغيير مىكند . ما تلاش كرديم تا در مقدمه خود ، ديدگاههاى ارائه شده را دستهبندى و ارائه كنيم . با اين حال ، خواندن اين مقدمه براى فردى كه علاقهمند است تا با ديدگاههاى اساسى مؤلف آشنا شود ، چندان كافى نخواهد بود . البته نويسنده با متون تاريخى نيز آشناست و بارها از دولت تركمانان و ديگر دولتها ياد كرده و حتى يك بار به مكتوب شاه اسماعيل به سلطان مراد اشاره كرده مىنويسد : و هركه بر مكتوب حجّت اسلوب شاه جنّت مكان شاه اسماعيل ماضى - أعلى اللّه درجته فى فراديس الجنان - به سلطان نامراد آق قيونلو ديده يا شنيده ، مىداند طلب حق يا خير نمودن و آن بدبخت ابا كردن ؛ حتى آنكه شاه جنّت مكان فرموده بودند كه به دين ما بيا من به تو بيعت مىكنم كه دين حق را ظاهر نماييم ، تو پادشاه ، من سپهسالار تو ؛ آن شقى راضى نشده ، شد آنچه تقدير بود . و الحمد للّه رب العالمين . تسلّط نسبى وى به تاريخ در تطبيق احاديث بر برخى از اشخاص و رويدادها خود را نشان داده است . در اينجا تلاش خواهيم كرد تا خواننده را با اصول اساسى مورد نظر نويسنده در اين رساله آشنا كنيم . خواننده با مرور بر اين مقدمه و اصل كتاب درخواهد يافت كه كتاب حاضر ، اثرى پراهميت بوده و